راز پاک الحمدلله المعروف من غیر رؤیة اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله،و غیبة ولینا،و کثرة عدونا،و قلة عددنا،و شدة الفتن بنا،و تظاهر الزمان علینا،فصل علی محمد و آله، و اعنا علی ذلک http://razepak.mihanblog.com 2020-07-12T15:24:10+01:00 text/html 2013-07-13T23:40:32+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز تمامی ندارد..... http://razepak.mihanblog.com/post/63 <font size="2"><br>چند س</font><font size="2">طری مینویسم، هر چند خیلی وقت بود از خیر وبلاگ شخصی داشتن گذشته بودم<br>برای سپری شدن وقت نمینویسم، خیلی بی اعتنایی کردم اما الان فکر میکنم اگر این مطلب را ننویسم از وظیفه ام کوتاهی کردم.<br><br>از آغاز وبلاگ نویسی مواظب به بطالت رفتن عمرم بودم. برای همین هیچوقت از سر تفنن ننوشتم و هیچوقت به دنبال پیدان کردن اشخاص مجهولی که نظر خیلی شخصی!! میگذارند نبودم و هیچوقت....<br>بگذریم<br>خدایا شاهد باش که که هیچوقت به دنبال هیچ نظر مشکوکی نرفتم و تایید نکردم. شاهد باش که فقط برای رضای خودت نوشتم و از نوشته هایی که قلب مریض نویسنده شان را نشان میداد دوری کردم.<br><br><br>بعد از نقل مکان از </font><font style="color: rgb(255, 0, 0);" size="3"><a href="http://www.sandogcheyehadis.blogfa.com" target="_blank" title="">صندوقچه ی حدیث</a></font><font size="2">&nbsp; ق</font><font size="2">صد سر زدن به اینجا را نداشتم اما..... الان مینوسم چون بعد از این همه مدت فکر میکنم شاید این حرف ها به درد کسی خورد.<br>مانده ام چه بگویم! از روز ترک اینجا بیش از 50 کامنت با اسامی مختلف با نظرهای عجیب و غریب پیدا شدند. از ؟ تا همکلاسی،......، رفیق، آشنا،هم دانشگاهی،و .....<br>با حرفهای عجیب و غریب!<br>یکی از اینکه کت و شلوار بهم میاد گفته، یکی دیگه از این که چرا از یکی از خانمهای کلاس جزوه گرفتم شاکیه و متهم به بی دینی ام کرده، آن یکی از احترامش نسبت به من گفته و ....، و این یکی کلی متلک بارم کرده که چرا بسیج میرم، و دیگری گفته چرا با خانمهای کلاس سلام و علیک نمیکنم، و آن دیگری صفاتم رو شمرده که من مغرور و عبوس و... هستم، و این دیگری که گفته برام بپا گذاشته تا بدونه منی که تو کلاس اینجوریم آیا همه جا همینم یا...، و آن یکیه دیگری گفته چرا آخر از همه میرم کلاس و اول از همه میام بیرون!! و&nbsp; ......<br><br>البته دلم 2 جا بیشتر سوخت <br>وقتی بعضی ها فحش نوشتند(بعید می دانم کسی از رفتار و گفتارم حد اقل در دانشگاه آزرده باشد) <br>و بعضی ها هم پیشنهاد دوستی دادند (من کاری نکردم تا کسی نسبت به من به طمع بیفتد اما نمیدونم بعضیا چه رویی دارن)<br>بعید میدانم دلیل اینهمه اظهار لطف! این باشد که من مهم شده ام. من خودم را میشناسم. اما موندم یک عده عمر خود را سر چه چیزهایی که هدر نمیکنند.<br>دلم به&nbsp; بیکاری و اللافی و مریض بودن همین عده میسوزد. نمیدونم کدام حسِ صاحبان این نظرات ارضا میشود؟ واقعا از این همه هدر دادنِ عمرشون پی چی هستن؟<br><br>حرف برای گفتن زیاد دارم اما.....<br>تا همین جا بس است. امید وارم تلنگری باشد برای آنهایی که در اطاقک افکار و اعمال فاسد و پوچ خود محبوسند.<br><br><br>-------------------------------------------------------------------------------------<br>+ ان شاالله آخرین پستم در این جا خواهد بود.<br>+حتما بخوانید <a href="http://http//sandogcheyehadis.blogfa.com/post/13" target="_blank" title="">+نسبت به عمرت بخیل باش+</a></font> text/html 2012-09-04T23:08:21+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز سنگر جدید من http://razepak.mihanblog.com/post/61 <span style="font-weight: bold;">سلام<br><br></span>هر آمدنی را رفتنی هست......<br><br>و امروز در سنگر دیگری...... و من سنگرم را دوست دارم<span style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"><br></span></span><span style="font-weight: bold; background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(0, 0, 0);"></span><br><br style="color: rgb(204, 0, 0);"><br style="color: rgb(204, 0, 0);"><div style="text-align: center;"><a style="font-weight: bold; color: rgb(204, 0, 0);" href="http://sandogcheyehadis.blogfa.com" target="" title="">www.sandogcheyehadis.blogfa.com</a><br></div><span style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"></span></span> text/html 2012-07-28T22:11:10+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز "صدقه عمر ما رو زیاد می کند، ما هم برای عمر "صندوق صدقه" کاری بکنیم http://razepak.mihanblog.com/post/60 <p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2" color="#ff0000">کمکم کنید تا وسیله ی زیاد شدن عمرتان باشم!!</font></p> <p>یاد کوچکی هایمان که سرمون رو ، رو شونمون می گذاشتیم و دل بابا و مامانمون رو به رحم می آوردیم تا ازشون پول بگیریم.....</p> <p>حالا شاید اینجا این صندوق واسه عمر زیاد ما خواهش میکند.خداییش خیلی به فکر ماست!!!</p> <p>&nbsp;خوبه بگیم که صدقه عمر را زیاد می کند،چه خوبه که ما هم برای عمر صندوق صدقه کاری بکنیم!!</p><p><img src="http://s1.picofile.com/file/7482772682/Untitled.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"></p> <p><img alt="" src="http://s3.picofile.com/file/7452018167/%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%82_%D8%B5%D8%AF%D9%82%D9%87_%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%AF_.jpg" align="bottom" border="0" hspace="0"></p> text/html 2012-07-10T21:47:56+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز شیر مادرت حلال خانوم!! http://razepak.mihanblog.com/post/59 <font style="color: rgb(0, 0, 0);" size="3">اتفاقی دو عکس رو کنار همدیگر دیدم،دقت کردم گفتن شیر مادرت حلالت خانوم!!!</font><br><br><br><img src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/04967494000809873583.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br><br><br><img src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up7/78595461317103604089.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br> text/html 2012-05-14T10:37:01+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز مرکز مبارزه با امور فرهنگی!! http://razepak.mihanblog.com/post/58 <FONT face=arial,helvetica,sans-serif><STRONG><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><STRONG><FONT face=arial,helvetica,sans-serif><STRONG> <P style="TEXT-ALIGN: center; COLOR: rgb(0,0,255)" align=right><FONT size=3 face=arial,helvetica,sans-serif><STRONG>امور فرهنگی دانشگاه شرمنده دوشهید گمنام شد</STRONG></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; COLOR: rgb(0,0,255)" align=right><FONT size=3><FONT color=#000000>منبع:</FONT><FONT color=#cc0000>http://azarbaijanuniv.blogfa.com/</FONT></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center" align=right><FONT size=3>این مطلب رو یکی از خوانندگان وبلاگ با نام مستعار برای ما ارسال کرده و درخواست کرده اند مطلب ثبت شود که ما هم بدون دخل و تصرف در خط الرسم و تنها با حذف اسامی اشخاص، مطلب را ثبت کرده ایم:</FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: center; COLOR: rgb(0,0,255)" align=right><FONT color=#000000 size=3 face="georgia,times new roman,times,serif">((تو دانشگاه خبر مهمی پیچید قراره تو یکی دو روز اینده دو مهمانی که صاحب خونه اصلی اونا هستن به دانشگاه بیان. دلم لرزید نکنه اینا دوستان بابامند ، ازکجا معلوم وقتی شهید شدند بابام کنارشون نبود. اخه اون بنده خدا هشت سال درجبهه بود گلوله خورد تو تنش، ترکش داشت، تاریخ زنده جنگ بود اماهیچ وقت حرفی نمیزد کارت جانبازی هم نگرفت. وقتی ازدنیا رفت غسال می گفت این مرد را میشناسم، سالهاست....</FONT></P></STRONG></FONT></STRONG></FONT></STRONG></FONT> text/html 2012-02-17T17:45:37+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز کدام طرفی؟!!! http://razepak.mihanblog.com/post/54 <P><FONT size=4>خدایا چقدر فاصله!!!</FONT></P> <P><FONT size=4>میانشان افرادی هستند که از یک نسل هستند اما......</FONT></P> <P><FONT size=4>یک گروه تاریخ ساز شدند و یک گروه مسخ و ساخته ی تاریخ....</FONT></P> <P><FONT size=4>راستی،واقعا ما کدام طرفی هستیم؟</FONT></P> <P><FONT color=#ff0000 size=4>دوستان اگه خواستند یک جمله برای این عکس یادگار بگذارند</FONT></P> <P>&nbsp;</P> <P>&nbsp; <IMG border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/16403506607406196492.jpg"></P> text/html 2012-02-04T11:29:15+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز الله اکبر به این پیش بینی http://razepak.mihanblog.com/post/53 <P>کتاب <STRONG><FONT color=#ff0000>جامعه و تاریخ شهید مطهری</FONT></STRONG> رو میخوندم که به صفحه ی 154 رسیدم و این&nbsp;مطلب عالی رو دیدم</P> <P>واستون نقل می کنم تا خودتون بصیرت حاصل عمر امام (رض) را ببینید:</P> <P><FONT color=#000000 size=2>"</FONT><FONT size=3><STRONG><FONT color=#000000>کشورهایی نظیر انگلستان،آلمان،فرانسه و آمریکا</FONT></STRONG> به پیشرفتهای عظیم صنعتی نائل شده اند و سرمایه داری را به اوج خود رساندند و بر خلاف پیش بینی مارکس که این کشورها را نخستین کشورهایی می دانست که در آنها انقلاب کارگری بپا خواهد شد و به کشورهای سوسیالیستی تبدیل می شوند،از نظر نظام سیاسی،حقوقی،مذهبی و آنچه روبنایی نامیده می شود تغییری نکرده اند......</FONT></P> <P><FONT size=3><FONT color=#ff0000><STRONG>البته این رژیمها دیر یا زود سرنگون خواهد <FONT color=#000000><FONT color=#ff0000>شد</FONT>،ولی انقلابی که در این کشورها انتظار می رود قطعا انقلاب کارگری نخواهد بود</FONT></STRONG></FONT><FONT color=#000000> </FONT>و تئوری مارکسیستی تاریخ تحقق نخواهد یافت،همچنان که کشورهای به اصطلاح سوسیالیست امروز و رژیمهای حاکم بر آنها نیز واژگون خواهد شد و به این حال باقی نخواهد ماند،اما <STRONG><FONT color=#000000>رژیم آینده قطعا رژیم سرمایه داری نخواهد بود.......</FONT></STRONG></FONT></P> text/html 2012-01-29T23:38:50+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز توصیه ی دوستان...... http://razepak.mihanblog.com/post/52 <FONT size=7>سلام<BR></FONT><FONT size=4>راستش تا قبل از این معمولا مطالب را از جاهای مختلف گلچین کرده و در خدمت دوستان قرار می دادم...........<BR><BR>که به توصیه ی برخی دوستان شفیق تصمیم گرفتم ازاین پس مطالب را خودم بنویسم و دوستان را </FONT><FONT style="COLOR: rgb(255,0,0)" size=5>در دیده ها وشنیده ها و خوانده هایم سهیم کنم <BR></FONT><FONT size=4>ان شاءالله که مورد قبول و رضایت حضرت ولی عصر(ع) قرار بگیرد </FONT> text/html 2011-12-09T18:05:58+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز عمو چند بخشه ؟ http://razepak.mihanblog.com/post/50 <FONT style="FONT-SIZE: 10pt" id=mc1 color=#016a7a size=5 face=Tahoma name="mc1"><BR><BR><BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; می دانم بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بالای نیزه.<BR><BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اما این که عمو چند بخش است، فقط بابا می داند...<BR></FONT> text/html 2011-12-09T17:59:25+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز طومار 40 متری دانشجویان تبریزی علیه شیعه آزاری در جمهوری آذربایجان http://razepak.mihanblog.com/post/46 <font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);">هیئت‌های دانشجویی دانشگاه‌های تبریز، علوم پزشكی، پیام نور، تربیت معلم آذربایجان، صنعتی سهند، هنر اسلامی، آزاد اسلامی و سایر موسسات آموزش عالی تبریزی كه امروز در قالب كاروان جهاد و استقامت به جمع عزاداران تبریزی در میدان ساعت تبریز پیوسته بودند، بعد از اقامه نماز ظهر عاشورا به همراه مردم عزادار تبریز طوماری در حمایت از مردم جمهوری آذربایجان و محكوم كردن آزار و اذیت، حبس و شكنجه و تصویب قوانین جدید برای مقابله با اسلام&nbsp; امضا كردند.<br> در متن طومار 40 متری كه عزاداران و دانشجویان تبریز در میدان ساعت آن را امضا كردند، آمده است: برادران و خواهران مسلمان ما در كشور جمهوری آذربایجان، با وجود اكثریت مطلق مسلمانان در كشور شما، مدت‌هاست كه حكومت و دولتمردان، مسلمانان را مورد آزار و اذیت و حبس و شكنجه قرار داده و هر روز قوانین جدیدی برای مقابله با اسلام تصویب كرده و همگام با آمریكا و رژیم صهیونیستی، برنامه‌های تبلیغاتی فراوانی را برای ایجاد تفرقه بین شما و امت اسلام طرح‌ریزی و پیاده می‌كنند، ما به عنوان عضوی از پیكره امت اسلامی، همواره از رنج‌ها و ستم‌هایی كه بر شما روا داشته می‌شود غمگین و ناراحتیم و برای پیروزی شما بر دشمنان اسلام دعا می‌كنیم.</span></span></span></font></font> text/html 2011-12-09T17:55:59+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز 7 حکایت خواندنی از شهید باکری http://razepak.mihanblog.com/post/44 <font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);">1- اهل «اینجا» نبود. مال «آبادی» دیگری بود. در سرش سودای دیگری داشت. پی «چیزی» می‌گشت. به دنیا پشت كرده بود. انگار كل دنیا از چشمش افتاده بود! به قول همسرش: «هیچ وقت از دنیا حرف نمی‌زد.» زندگی ساده‌ای داشت، لباس ساده می‌پوشید. در بند مو و اینطور چیزها نبود. می‌گفت: «به نظر من هر آدمی دو دست لباس داشته باشد بس است. یك دست را بپوشد، یك دست را بشوید.» گفتم كه این مرد «ساده بود و تمیز» حواسش خیلی جمع بود كه مبادا گرفتار عافیت و رفاه‌طلبی شود. از تجمل و اسراف شدیداً پرهیز داشت. به همسرش مدام سفارش می‌كرد: «درست زمانی بروید خرید كه واقعاً معطل مانده باشید.» </span></span></span></p> <p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);"> </span></span></span></p> <p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);">2- هرگاه دلش می‌گرفت، سجاده‌اش را پهن می‌كرد و به نماز می‌ایستاد. علاقه خاصی به نماز داشت. «بنده» خدا بود و از عبادت لذت می‌برد. سعی می‌كرد نماز شبش ترك نشود حتی در دل جنگ. نماز شبش اغلب طولانی می‌شد. حتی گاهی نماز شب را در پشت‌بام می‌خواند. بعضی وقت‌ها نمازش كه تمام می‌شد، سرسجاده‌اش می‌نشست بدون اینكه حرفی بزند. فقط سكوت می‌كرد. به مستحبات بیشتر اهمیت می‌داد. می‌گفت: «مستحبات بیشتر آدم را به خدا نزدیك می‌كند.» </span></span></span></p> <p><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);"> </span></span></span></p> <div class="GeneralSooTitr"> <div class="SooTitrContent" style="margin: auto;"> <p align="center"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><span style="color: rgb(0, 0, 0);">«آقازاده» نبود اما خیلی‌ها «آقازاده» صدایش می‌كردند. از بس كه به «امام» علاقه داشت. دلباخته امام خمینی(ره) بود. به طرز خاصی امام را «آقا» صدا می‌زد. اصلاً به خاطر عشق به امام و مبارزه با رژیم طاغوت بود كه در آلمان درس و مشق را رها كرد و به سوریه و فلسطین رفت و شیوه مبارزه آموخت و در ادامه برای دیدار با امام سر از پاریس درآورد </span></span></span></p> </div> </div></font> text/html 2011-12-09T17:52:38+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز فرق زندگی با زنده بودن! http://razepak.mihanblog.com/post/42 <font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma" size="6"><div class="postbody"><span style="font-weight: bold;"><br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; "زنده بودن" حرکتی افقی است از گهواره تا گور!<br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ولی "زندگی کردن" حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان</span></div></font> <br> text/html 2011-12-09T17:46:43+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز هم رزمان اسطوره از شهید همت میگویند http://razepak.mihanblog.com/post/41 <font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">این مطلب خاطره کوتاه و ناب از فرمانده دریا دل لشکر27 محمدرسول الله (ص) سردار شهید حاج «سعید مهتدی» از عملیات آبی - خاکی خیبر که به محضرتان تقدیم می کنیم. خوشا به سعادت او و یاران سفر کرده اش در آن پرواز جاودانی به آسمان قرب ربوبی، رسیدن شان به سدره المنتهای سعادت ابدی و نشستن بر سفره ضیافت ال</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">هی ق</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ب</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">یل</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ه نور خو</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">اران و</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"> نور آشامان. </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">... روز هفدهم اسفند، در اوج درگیری ما با دشمن در جزیره مجنون، حوالی بعدازظهر بود که دیدم می‌گویند بی‌سیم تو را می‌خواهد. گوشی را که به دستم گرفتم، صدای حاج همت را شنیدم که گفت: </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">«سعید، در قسمت شرقی</span></span></span></p><p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"></span></span></span><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><font><font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><img style="width: 173px; height: 210px;" src="http://www.pic.iran-forum.ir/images/4rht9y9hf3t7si0ouwcp.jpg" alt="" align="bottom" border="0" vspace="0" hspace="0"></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></font></p><p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">&nbsp;جزیره جنوبی، از طرف این شاخ شکسته‌ها، دارند بچه‌های ما را اذیت می‌کند... من به عقب می‌رم تا به کمک به این بچه‌ها، از بقیه لشکرها قدری نیرو جور کنم و بیارم جلو».</span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفتم: «مفهوم </span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شد حاجی، اجازه می‌دی من هم با شما بیام؟»</span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفت: «نه عزیزم، شما چون نسبت به موقعیت منطقه توجیه هستی، همین جا باش تا خط رو تحویل بچه‌های لشکر امام حسین(ع) بدی و کمک‌شان کنی. هر وقت کارت تموم شد، بیا به همون سنگر... - منظور حاجی از اصطلاح «همون سنگر»، قرارگاه تاکتیکی حاج قاسم سلیمانی بود- ...&nbsp; بعد بیا اونجا؛ من هم غروب می‌آم همون جا، تا با هم صحبت کنیم».</span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">برگشتم پی</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ش بچه‌های‌مان در خط و کنارشان ماندم. دشمن که وحشت از دست دادن جزایر خواب از چشم‌هایش ربوده بود، حتی برای یک لحظه، دست از گلوله‌باران جزایر برنمی‌داش</span></span></span><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">ت. ما هم داخل سنگرها و کانال‌های نفر روبی که به تازگی حفر شده بود، پناه گرفته بودیم و از خط‌مان دفاع می‌کردیم. چند ساعتی گذشت. از طریق بی‌سیم با قرارگاه تماس گرفتم و پرسیدم: حاجی آمده یا نه؟!</span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-size: 11pt;"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">گفتند: «نه، هنوز برنگشته!»</span></span></span></p></font>&nbsp; text/html 2011-12-01T12:00:35+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز «ما رایت الا جمیلا» / جز زیبا چیزی ندیدم http://razepak.mihanblog.com/post/38 <span id="C164_LblContent" class="Content"> <table style="text-align: justify; width: 100%;" border="0" cellpadding="0" cellspacing="0"> <tbody> <tr> <td align="justify"> <p><span style="font-size: 10pt;">اگر گاهی «عظمت در نگاه است، نه در چیزی که بدان می نگرند .» ، آنگونه که برخی گفته اند، گاهی هم زیبایی در نگاه و دید انسان است، نه در دیدنی ها . </span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">آنکه به چشم «نظام احسن » به همه هستی می نگرد، از این نگاه، خیلی چیزها هم «دیده » می شود، هم «زیبا» دیده می شود، تا چه عینکی بر چشم زده باشیم و از کدام زاویه به هستی و حوادث بنگریم . </span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">«زیبا بینی » هستی و حیات، هم آرامش روح و وجدان می بخشد، هم صلابت و پایداری و پایمردی می آفریند و هم قدرت تحمل ناگواری ها را می افزاید . </span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">از این نگاه، «عاشورا» همانگونه که زینب کبری (ع) فرمود، جز «زیبایی » نبود . </span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">آنچه زینب قهرمان در مقابل طعنه و طنز دشمن نسبت به این حادثه، بر زبان راند (ما رایت الا جمیلا) <sup><span style="font-size: 9pt;">(1) </span></sup>، - جز زیبا ندیدم - پیشتر آرزوی حسین بن علی (ع) بود که در طلیعه این سفر، آرزو و اظهار امیدواری کرده بود که آنچه پیش می آید و آنچه اراده خداست، «خیر» برای او و یارانش باشد، چه به صورت «فتح » ، چه به شکل «شهادت »: </span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">«ارجو ان یکون خیرا ما اراد الله بنا، قتلنا ام ظفرنا» <sup><span style="font-size: 9pt;">(2) </span></sup></span></p> <p><span style="font-size: 10pt;">زیبا دیدن خواهر و خیر دیدن برادر، مکمل یکدیگرند . </span></p> <p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 10pt;">جلوه های زیبایی و نمادهای جمال در آینه کربلا بسیار است،</span></p></td></tr></tbody></table></span> text/html 2011-11-28T10:26:09+01:00 razepak.mihanblog.com وارث راز با چه گروههایی دوستی ممنوع است؟ http://razepak.mihanblog.com/post/35 <font name="mc1" id="mc1" style="font-size: 10pt;" color="#016a7a" face="Tahoma"><h2 id="__mce"><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;">دوری از چهار گروه </span></span></span></h2> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"> </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><strong>امام باقر (علیه السلام) می فرماید: پدرم به من سفارش فرمودند، با چند نفر نه هم نشین باش و نه هیچ راهی را با آنان برو و نه سخنی با آنان بگو: عرض کردم چه کسانی اند؟ فرمود: </strong></span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"> </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><strong>1- دروغگو (که دور را نزدیک و نزدیک را دور می نماید) </strong></span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"> </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><strong>2- فاسق و گناهکار (تو را به کمتر از لقمه ای می فروشد)</strong></span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"> </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><strong>3- احمق (که می خواهد به تو سودی برساند آسیب می رساند) </strong></span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"> </span></span></span></p> <p><span style="color: rgb(0, 0, 0);"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"><span style="font-size: 11pt;"><strong>4- کسی که رابطه اش را با قامیل قطع کرده (که رحمت خدا به او قطع شده)</strong> (تحف العقول ص 319) </span></span></span></p></font>