تبلیغات
راز پاک

راز پاک
اللهم صل علی محمد و آل محمد 
قالب وبلاگ
نویسندگان

امور فرهنگی دانشگاه شرمنده دوشهید گمنام شد

منبع:http://azarbaijanuniv.blogfa.com/

این مطلب رو یکی از خوانندگان وبلاگ با نام مستعار برای ما ارسال کرده و درخواست کرده اند مطلب ثبت شود که ما هم بدون دخل و تصرف در خط الرسم و تنها با حذف اسامی اشخاص، مطلب را ثبت کرده ایم:

((تو دانشگاه خبر مهمی پیچید قراره تو یکی دو روز اینده دو مهمانی که صاحب خونه اصلی اونا هستن به دانشگاه بیان. دلم لرزید نکنه اینا دوستان بابامند ، ازکجا معلوم وقتی شهید شدند بابام کنارشون نبود. اخه اون بنده خدا هشت سال درجبهه بود گلوله خورد تو تنش، ترکش داشت، تاریخ زنده جنگ بود اماهیچ وقت حرفی نمیزد کارت جانبازی هم نگرفت. وقتی ازدنیا رفت غسال می گفت این مرد را میشناسم، سالهاست....

جمعه ها زمستان و تابستان نماز صبحش را در قطعه شهدا میخواند، یک ساعتی می ماند و بدون اینکه کلمه ای حرف بزنه میرفت. وصیت کرده بود در قطعه ادمهای معمولی دفنش کنیم، همیشه می گفت ما به تکلیف عمل کردیم، وقتی این لباس رابه تن کردیم جانمان را فدای دین و اعتقاد و وجب به وجب خاکمان کردیم، حالا دوستانش دارن میان دانشگاه.... اشگ دیدگانم را گرفته بود، یعنی میشه عطر بابا را دوباره از دوستانش استنشاق کنم. با عجله خودم را به مزار شهید دانشگاه رساندم تا مژده امدن یارانش را بهش بدم که دیدم بسیجیان دارند از دور و بر مزار، اجر و سنگها را جمع میکنند. خواهران دارند پرچم و پارچه سیاه میزنند، چند نفر دارند ایستگاه صلواتی را مهیا میکنند. هرچه نگاه کردم از امور فرهنگی کسی را ندیدم روزهای بعد هم همینطور...

صبح روز ورود شهدا خودم را به امور فرهنگی رساندم، از چیزی که میدیدم خشکم زد، یکی از بسیجیان داشت به "...1" التماس میکرد به احترام دوشهید مهمان دانشگاه پذیرایی را خریداری کند، اما ایشان با فریاد میگفتند به ما مربوط نیست، برو به هر کی دلت میخواد بگو... بنده خدا در حالی که چشمانش از خشم و دلزدگی پر از اشک بود و به زور خودش را نگه داشته بود رفت پیش رئیس دانشگاه... بعد از رفتنش "...2" از اتاقش بیرون امد و به "...1" گفت نگران نباش، هر کی اعتراضی کرد بگو من فقط طبق قانون عمل میکنم...

اقای "...2"! مگه شهدایی که از زن و بچه و از میز ریاست تا صندلی درس گذشتند و به جبهه رفتند طبق قانون عمل کردند؟... که اگه نگاه مصلحتی شما را داشتند امروز شما مسئول نبودید بلکه یه عراقی یا یهودی..... اینجا بود. از امور فرهنگی ناامید شدم برگشتم پیش دوستان و منتظر ورود شهدا شدم... نزدیک ساعت 16 شهدا امدند. خدایا چه استقبالی با اینکه ازسوی دانشگاه اطلاع رسانی درست حسابی نشده بود اما درود به شرف دانشجویان... سعی کردم خودم را به تالار شهریار جایی که شهدا را برده بودند برسانم، به حدی جمعیت زیاد بود که ورود امکان پذیر نبود. در گوشه ای ایستاده بودم که "...2" و "...1" را در جلوی درب تالار شهریار دیدم که به مانند صاحب عزا ایستاده و دست به سینه به همه خوش امد میگویند. پیش خودم گفتم این هم از برکت شهداست و حتما از کم کاریشان شرمنده اند و میخواهند جبران کنند ...

سردار بعد از سخنرانی زیبایی که فرمودند از تالار خارج شدند و پشت سر ایشان رئیس دانشگاه معاونین و.... که ده نفری میشدند از تالار خارج شدند. "...2" همچنان دست به سینه در بیرون تالار ایستاده بودند. بعد از رفتن اقایان انچه را که دیدم نمیتوانستم باور کنم. جناب "...2" در حالی که شهدا در تالار بودند و مراسم عزاداری برپا بود و با رفتن رئیس چند صندلی خالی شده بود به داخل تالار نیامدند، حتی نگاهی هم به داخل تالار نکردند و سریع رفتند اتاقشان و تا اخر مراسم که شاید تا دو ساعت دیگر هم طول کشید کسی دیگر ایشان را ندید .... تازه فهمیدم چرا نیروهای فرهنگی که به اصطلاح متولیان فرهنگی دانشگاه هستند و وقتی از دوران جبهه حرف میزنند ادم احساس میکنه از وقتی به دنیا امده اند در منطقه بودند، چرا هیچ همکاری برای مراسم نکردند. اخه رئیس دانشگاه نبود که بخوان خود شیرینی کنند ...باور کنید دوستان همیشه دعا میکردم و میکنم که شرمنده شهدا نشویم، اما به چشم خود دیدم که امور فرهنگی دانشگاه چگونه شرمنده شهدا شد. من به شرافتم قسم میخورم هر انچه را که دیدم نوشتم و یقین دارم خیلی هاحاضرند به صحت نوشته هایم شهادت دهند اما به خون شهدا قسمتان میدم به رسالتتان عمل کنید و مصلحت اقایان را در نظر نگیرید و مطالب را اجازه دهید همه مطالعه کنند تا حداقل دینمان را هرچند ناچیز نسبت به دو شهید ادا کرده باشیم.))




[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ وارث راز ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


الحمدلله المعروف من غیر رؤیة

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله،و غیبة ولینا،و کثرة عدونا،و قلة عددنا،و شدة الفتن بنا،و تظاهر الزمان علینا،فصل علی محمد و آله، و اعنا علی ذلک

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب