تبلیغات
راز پاک

راز پاک
اللهم صل علی محمد و آل محمد 
قالب وبلاگ
نویسندگان

ازدواج در نگاه انسان مسلمان، جدای از اینكه به تكامل رفتار اجتماعی بشر خاكی میانجامد و میتواند او را در پیراستگی از رذایل و آراستگی به فضایل كمك كار باشد، عمل به سیره رسول خدا (ص) و به دست آوردن نیمی از دین نیز هست؛ و چه بهتر كه این مهم در آغاز راه، با ساده ترین شرایط همراه گردد و به انفاس پاك رهبری آمیخته، كه جز صلاح و عاقبت بخیری جوانان نیك باطن این سرزمین را به دعا ننشسته است.

از سال 70 تا انتهای سال 82 ه' .ش - و البته به تناوب در دوران ریاست جمهوری - رهبر معظم انقلاب اسلامی در 151 جلسه عقد و ازدواج جوانان حضور یافته و خطبه عقد جاری كردهاند. مهمترین شرط ایشان برای خواندن خطبه، سبك گرفتن مهریه و نهایتاً تا 14 سكه بهارآزادی است. روش همیشگی معظم له در جلسه های عقد به این ترتیب است كه قبل از آغاز خطبه چند دقیقه ای درباره ی اهمیت ازدواج، مسائل خانواده، وظایف زن و شوهر نسبت به یكدیگر، مقایسه خانواده در جوامع اسلامی با جوامع اروپایی و... برای زوجهای جوان صحبت میكنند و پس از ارائه راهنماییهای حكیمانه كه با لحنی پدرانه و از سر دلسوزی و نصیحت ادا میشود، خطبه عقد یك یك زوجهای جوان را جاری مینمایند.

تاكنون بسیاری از زوجهای جوان كه در بین ایشان تعدادی از زوجهای هنرمند، ورزشكار و معروف نیز بوده اند، به محضر ایشان رسیده و از فیض خطبه عقد معظم له در طلیعه ی زندگیشان بهره جسته اند. متن حاضر، سخنان حضرت آیتاللَّه العظمی خامنه ای(مدظله العالی) در یكی از جلسه های مذكور است، كه در جمع جوانان حاضر، یكی از دامادها، از جمله ورزشكاران مشهور و یكی از عروس خانمها، دختر یكی از هنرمندان برجسته ی كشور در تاریخ 24/1/78 است :

 

بسماللَّه الرّحمن الرّحیم

 

الحمدللَّه اقراراً بنعمته و لااله الااللَّه اخلاصاً لوحدانیته والصّلاة والسّلام علی اشرف بریّته و علی الأصفیاء من عترته و بعد فقد كان من فضل اللَّه علی الأنام ان اغناهم بالحلال عن الحرام. فقال: « و انكحوا الأیامی منكم و الصّالحین من عبادكم و امائكم ان یكونوا فقراء یغنهم اللَّه من فضله و اللَّه واسع علیم». و قال رسول اللَّه (صلّی اللَّه علیه واله): «من تزوّج احرز نصف دینه فلیتّق اللَّه فی النّصف الاخر». و قال (صلّی اللَّه علیه واله): «النّكاح سنّتی فمن رغب عن سنّتی فلیس منّی».

 

قبل از آنكه صیغه عقد را اجرا كنیم، چند كلمه به عنوان نصیحت به عروسها و دامادها و خانواده هاشان عرض میكنیم. حرف اول این است كه این پیوندی كه با این عقد به وجود میآید، یك پیوند الهی است. درست است كه طبیعی ترین ارتباطات بشری است؛ اما همین ارتباط طبیعی و غریزی را خدای متعال مورد توجه خاص قرار داده و آن را مبارك كرده و برای آن اهمیت قائل شده و آثار طبیعی فراوانی برایش به وجود آورده است، كه این، موضوع خیلی مهمی است.

 

این تشكیل خانواده را دستِ كم نگیرید. شاید من بتوانم بگویم یكی از گناهان كبیره ی تمدن غرب نسبت به بشریت، این است كه ازدواج و تشكیل خانواده را در چشم مردم سبك و كوچك كرد. این تمدن، قضیه ی زن و شوهررا مثل لباس كه عوض میكنند و مثل مغازه یی كه با آن معامله میكنند و بعد برای كار دیگری آن را تبدیل میكنند به مغازه یی دیگر، رفتار كرد و این كار را با هر دو طرف - زن و مرد - انجام داد؛ یعنی در واقع احساسات و عواطف و غرایزی را كه از زن و مرد زود برانگیخته میشود، به جان خانواده انداختند، كه تا هر كدام از دیگری دلخوری یی پیدا كرد یا مانعی ایجاد شد و عیبی دید؛ یا چیز دیگری چشمش را گرفت، خانواده تهدید شود. اسلام اینگونه نیست؛ اسلام بشدت بنیان خانواده را مستحكم قرار داده و پایه های آن را قرص كرده و به آن سفارش كرده است؛ همچنانكه به اصل ازدواج و گزینش همسر خوب و صالح سفارش كرده، به حفظ این بنیان رصین و مستحكم و مبارك هم سفارش كرده است؛ این را حفظ كنید. اگر شما كه دامادید و شما كه عروسید، توانستید این پیوند خانوادگی و این پیوند دو نفره را - كه انشاءاللَّه بعدها مثل درختی، شاخه درست میكند و میوه میدهد و ای بسا از شاخه های او صدها قلمه درست شود و یك جنگل به وجود بیاید - كه فعلاً یك نهال است، خوب حفظ كنید، زندگی شما شیرین خواهد شد؛ هرچند كه در هر سطح مالی، اعتباری، ارزشی و علمی كه باشید. این احساسات و نیازها برای یك استاد دانشگاه، یك دانشمند و یك محقق، همچنان است كه برای یك آدم كارگر ساده؛ یعنی این احساسات و نیازهای اصلی، در همه یكسان است. در این جهت، یك ثروتمند مثل یك فقیر است؛ هر دو دلشان میخواهد وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیت و احساس راحتی و آسودگی بدهد؛ این را همه ی مردها میخواهند. همهی زنها هم میخواهند وقتی شوهرشان وارد خانه شد، خانه را پر از شیرینی و شادی كند؛ خانه برایشان محیط راحتی و شادی شود؛ زیرا هر دو خستگی دارند؛ زن كارهایی دارد و مرد هم كارهایی؛ حالا مرد در چالشهای زندگی، زن هم یا در چالشهای زندگی و كارهای سیاسی یا در خانه و با تربیت فرزند؛ هر دو خسته اند. وقتی كه زن و شوهر در پایان كار روزانه یا در وسط روز به هم میرسند و همدیگر را میبینند، هر دو از هم توقع دارند كه بتوانند محیط را شاد، سرزنده، قابل زیست و رفع كننده ی از خستگی بسازند؛ این توقع بجایی است و بیجا هم نیست كه هر دو از یكدیگر توقع داشته باشند. اگر بتوانید این كار را بكنید، زندگی شیرین خواهد شد. ای بسا كسانی كه خیلی ثروتمندند؛ اما این زندگی شاد را ندارند؛ در خانه درگیری، دعوا و دلخوری دارند. ای بسا كسانی كه خیلی در جامعه معتبرند؛ عنوان دارند، رئیسند؛ اما در خانه شان هزار مشكل دارند. همان آقایی كه ممكن است دستیار یا كارگر زیر دست و كارمندش جرأت نكنند به او بگویند بالای چشمت ابرو، و حرف او را مطیعانه گوش كنند، در داخل محیط خانواده ممكن است مدعی داشته باشد؛ زن بداخلاق و تنبل، یا محیط بد، كه به جای اینكه برای او آرامش درست كند، خراب میكند. بنابراین اینها با ثروت و فقر و عنوان و بیعنوانی و در تهران یا فلان روستا بودن، هیچ تفاوتی نمیكند؛ همه ی انسانها به این امنیت زندگی نیاز دارند. لذا شما در قرآن كه نگاه كنید، میبینید كه وقتی بحث ازدواج میشود، میگوید: « و جعل منها زوجها لیسكن الیها»؛ تا مایه ی سكونت و سكینه - یعنی آرامش - باشد؛ زن و شوهر باید برای هم مایه ی آرامش باشند. درست گوش كردید! این را هم شما دخترها، هم شما پسرها در گوش داشته باشید! این ازدواج یك خانواده درست میكند، این خانواده باید محیط امن و امان و راحتی برای شما دو نفر باشد و اگر انشاءاللَّه فرزند داشتید - كه خواهید داشت - برای آن فرزندان هم شما باید این محیط امن و امان را فراهم كنید، كه این كار به خودی خود هم نمیشود.

 

نكته دیگر اینكه، اگر بخواهید این محیط امن و امان به وجود بیاید، راهش این است كه زن و شوهر این محیط را محیط محبت كنند؛ یعنی به هم محبت و عشق بورزند. چه طور؟ عشق ورزیدن كه زوركی نیست؛ به قول مشهدی ها: « مهر به زور، عشق به چمبه»! بایستی محبت در یك دل، مثل گلی كه از زمین میروید، بروید. شما چه كار میكنید كه گل محبت در دل همسرتان بروید؟ این دست شما خانم و دست شما آقاست. راهش چیست؟ راهش این است كه شما به او وفادار باشید و محبت بورزید. این كار، محبت را در دل او زنده میكند. او هم كه به شما محبت كند، در دل شما هم محبت زنده میشود؛ چون به هم وابسته اید. اگر نگوییم كه این خیل عظیم احكام مربوط به زن و مرد و محرم و نامحرم و حجاب، برای همین است، صدی هشتاد نود درصدش برای این است كه شما دوتا با هم در خانه با محبت زندگی كنید. اگر شما كه در كوچه راه میروید، این را ملاحظه نكردید، صد جا دلت مشغول میشود و دیگر خانه برایت رنگی ندارد؛ او هم همینطور است. اگر شما آقا، محرم و نامحرم را رعایت نكردید، اگر دوستِ جنس مخالف پیدا كردید، اگر با همه گرم گرفتید، اگر حجاب رعایت نشد، اگر صد جور زن با آرایشهای گوناگون در مقابل شما رژه رفتند؛ و نیز اگر شما خانم، هرجا یك مرد چنین و چنانی را دیدید و به او خیره شدید و نگاه كردید و چه و چه كردید، نتیجه چه میشود؟ نتیجه این میشود كه همسر خودت از نظر تو دیگر آن جاذبه یی را كه محبت ایجاد كند، نخواهد داشت. همسر شما هر كس هم كه باشد، ولو حضرت یوسف، بعد از یك ماه یواش یواش عادی میشود. حضرت یوسف هم اولش خیلی برجسته است؛ زلیخا هم اولش خیلی برجسته است؛ اما بعد یواش یواش عادی میشود؛ ولی آن بیرونی نو است. اگر قرار باشد كه شما چشم به آن بیرونی داشته باشید، اگر محرم و نامحرم را رعایت نكنید، اگر حجاب خودتان را رعایت نكردید، اگر مرد حجاب زن را رعایت نكرد، اگر معاشرتهای بی بند و بار و بگو و بخندهای سبك دخترها و زنها و پسرها با همدیگر در جامعه یی بود، آنچه كه لازمه ی بقای خانواده ی شماست، تحقق پیدا نمیكند. زور كه نیست؛ یك چیز طبیعی است. دختر و پسر در غرب، بخصوص در بعضی از جوامع غربی، صد كار میكنند تا به سن ازدواج برسند. در آن جوامع سن ازدواج معمولاً بالاست و بین بیست و سی خیلی بیشتر از سن پانزده و بیست یا هجده و بیست است و بالاتر از سی هم كه فراوان است. در آنجا بخصوص مردها اول هزار درِ دیگر را میزنند و بعد درِ ازدواج را! یعنی همه چیز را تجربه كرده و دیگر برایش چیزی نیست. این كجا، آن جوانی كه با عفت گذرانده و با خود و نفس خودش مبارزه كرده و بعد ازدواج كرده، كجا. اینها هر دو یك جور قدر زن را میدانند؟ هر دو یك جور به محیط خانواده میچسبند؟ نه. او بی قید و لاقید است. این زن باید خیلی فوق العاده باشد كه این به مرد بگوید بله. این بهتر از همه ی آنهایی است كه دیدم؛ تازه بعد از مدتی عیوبش آشكار خواهد شد؛ هیچ كس كه بی عیب نیست. مسأله ی زن هم به همین قیاس است. اثر احكام اسلام در اینهاست. این قدر كه میگویند حجاب، رو بگیرید و چنین و چنان كنید، اینجاها و در مسائل اصلی زندگی اثرش ظاهر میشود. خود حجاب ممكن است چیزی به نظر نیاید. پس زن و شوهر از همین اول ازدواج كه خدا یك محبتی هم در دلشان قرار داده، این محبت را نگه دارند و زیادش كنند. راهش هم این است كه به هم باوفا و صادق باشند و همدیگر را حفظ كنند؛ مثل دو تا شریك واقعاً مصالح هم را رعایت و راز هم را حفظ كنند. زن راز شوهرش را پیش خاله و خواهر بیان نكند، مرد هم اسرار زنش را در باشگاه و مهمانی و... به رفیق هایش نگوید؛ حواستان جمع باشد، اسرار هم را محكم نگهدارید و حفظ كنید؛ ظاهر را هم حفظ كنید. با این، زندگی شیرین خواهد شد.

 

نكته ی سوم، اینكه باید با هم بسازید. هر جا سازش بد باشد، اینجا خوب است. شما از همدیگر بتدریج چیزهایی را كشف خواهید كرد. انسان اول كه نگاه میكند، همه اش حُسن میبیند؛ اما وقتی وارد میشود، به نقایص، كمبودها و ضعف هایی میرسد؛ اینها را دو طرف یواش یواش در یكدیگر كشف میكنند، كه این مسائل نبایستی موجب سردی شود؛ باید با اینها بسازید؛ چون بالاخره نه مرد ایده آل آنچنانی بی عیب در همه عالم پیدا میشود و نه زن بی عیب. بنابراین اگر رفتار تندی، بداخلاقی در وهله یی و كم كاری دیدید، باید بسازید؛ منتها با زبان، با ملایمت و با مهربانی. البته این مطلب را من هم به مردها بگویم و هم به زنها، كه زنها در این زمینه ها قویتر از مردهایند. این آقایان كه میبینید ماشاءاللَّه با این یال و كوپال! اینها همه اش ظاهر است. جسم قوی است؛ اما از لحاظ پیچیدگی ذهنی در زمینه های احساسی و عاطفی، زن قویتر از مرد است؛ قدرت تحملش زیاد و راهها را بلد است. در ورزش كشتی، كشتیگیری كه دستپاچه است، با هیاهو به طرف دیگری حمله میكند؛ اما حریف كه تحمل میكند و نقطه ی ضعفش را پیدا میكند، ناگهان ضربه را بر او وارد میكند. طبیعت اغلب زنها چنین است. البته ممكن است بعضی از زنها اینطور نباشند و بعضی از مردها هم آنطور. غرض، خانمها بهتر میتوانند در این مصاف دوستانه بر عوامل سردی و... با یك مقدار كوتاه آمدن، با یك مقدار خوش اخلاقی كردن و با ابزارهایی كه هست، فایق بیایند و مرد را بكشانند به آن جایی كه باید قرار بگیرد، تا انشاءاللَّه زندگی، زندگی شیرینی شود.

 

به تشریفات خیلی اهمیت ندهید. این كه من گفته ام اگر مهریه بیشتر از این مقدار باشد، عقد را نمیخوانم، از باب این نیست كه اگر مهریه بیشتر از این مقدار باشد، عقد باطل است؛ نه، اگر شما مهریه را هزار برابر این مقدار، مثلاً چهارده هزار سكه، قرار بدهید، عقد باطل نیست و عقد درست است؛ منتها عقد یك معامله ی انسانی است و معامله ی دلها و جانهاست، كه اگر پای پول و ثروت به میان آمد، تبدیل میشود به معامله یی بازاری؛ مثل این است كه كالایی را داریم میگیریم و میدهیم. خب این كالا چیست، كیست؟ من میخواهم جلوی این را بگیرم كه در چشم و همچشمی نیفتد. یك عده كه مقداری پول دارند، به فكر بیفتند كه مهریه های گزاف تهیه كنند، بعد هم با جهیزیه ی سنگین از آن طرف همراه شود. آن خانم بگوید همسایه مان، خواهرش، دختر عمویش و... فلان جور جهیزیه برده، اگر ما نبریم، بد میشود. اینها را رها كنید و نگاه كنید به نیازها و همان حد لازم معمول؛ از آن حدود تجاوز نشود.

 

یك نكته دیگر كه حتماً باید بگویم این است كه شما هر دو؛ زن و شوهر، سعی كنید همدیگر را متدین كنید؛ حواستان باشد. بخصوص شما كه در محیطهای ورزشی هستید؛ چون محیطهای ورزشی ما الان از لحاظ جنبه های ارزشی، كه بنده راضی باشم و بگویم الحمدللَّه، چندان خوب نیست. نمیگویم خیلی بد است؛ نه، از سابق ها خیلی بهتر شده و جوانهای خوبی در این محیط هستند؛ اما هنوز خیلی كار دارد. این را هم شما بدان كه من از امثال شما جوانها كه پایی، سری و كاری با دین و ایمان دارید، توقعم این است كه در همان محیط كه هستید و تمرین میكنید یا تمرین میدهید و بازی میكنید و یا در اردو روزگار میگذرانید، سعی كنید با وجود و با منش خودتان در دیگران حس احترام به دین و به ارزشها را بیدار كنید؛ رودربایستی نكنید. نمازتان را اول وقت، با حضور قلب و خوب بخوانید، تا دیگران یاد بگیرند. ممكن است یك نفر هم پیدا شود بگوید ای آقا، حالا این آقا هم رفته فلان، غلط میكند هر كسی اینطوری بگوید؛ كار بدی میكند. شما سعی كنید دین را در محیط ورزشیتان ببرید؛ و شما خانم! سعی كنید این روحیه یی كه گفتم، در این جوان تقویت كنید؛ این هم به نفع شخصی شماست و هم به نفع سرنوشت زندگی. و شما هم متقابلاً همین احساس را بروز دهید.

 

ایشان دختر یك شخص حزباللهی است، كه لابد دامادشان هم همینجورند؛ انشاءاللَّه همینجور هم بایستی باشند و عمل بكنند. امیدواریم انشاءاللَّه این توصیه ها به شما كمك كند كه زندگیتان شیرینتر، پایدارتر، ماندگارتر و مباركتر باشد.

 

انشاءاللَّه مبارك است




برچسب ها: بیانات رهبری در مورد ازدواج، نظر رهبری در مورد عقد،
[ دوشنبه نهم آبانماه سال 1390 ] [ 04:45 ب.ظ ] [ وارث راز ]
نظرات
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


الحمدلله المعروف من غیر رؤیة

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله،و غیبة ولینا،و کثرة عدونا،و قلة عددنا،و شدة الفتن بنا،و تظاهر الزمان علینا،فصل علی محمد و آله، و اعنا علی ذلک

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب